سلام
بازم مهر از راه رسید.امسال شروع سال مثل همیشه بود ولی با چند تفاوت:
1.کلاسای ما تو مرکز الکترونیک تشکیل میشه.خیلیا 1 سال منتظر این قضیه بودن و روز اول جوگیر سده بودن!
2.امسال اولا 3تا کلاس شده بودن.چون تازه کار بودن و قبل از این پاشونو به دبیرستان نرسیده بود زیاد با رسم و رسوما اشنا نبودن!ناظم عزیز! امر کردن هرکی تو صف کلاس خودش باشه.همه اطاعت! کردن ولی یهو سر همه طرف صف اولا برگشت! 10 نفر تو یه صف و باقی توی صفی که تا اونور حیاط می رفت!
3.تو مراسم صبحگاهی مدیر مدرسه به دلیلی که تو مورد بعدی عرض میکنم نبود و معاونا از فرصت به نحو احسن سوء استفاده کرده! و تا تونستن بچه هارو تهدید کردن.ولی مگه گوش کسی به حرفا بود؟! شتر دیدی ندیدی!
4.تو تابستون مسعود نوربخش تو المپاد ریاضی طلای کشوری اورده بود و همراه مدیر به یه مدرسه رفته بود تا از طرف رئیس اموزش و پرورش استان تقدیر بشه.تو تنفس اولم چون مدیر رسیده بود دوباره صف تشکیل شدو واسمون صحبت کرد و از نفرات برگزیده سال پیش منجمله نوربخش تقدیر شد
5.یکی از تازگی های امسال اضافه شدن دوربین های به ظاهر مخفی! واسه مدرسه بود.حالا چجور مخفی بود که از 100متری میشد دیدشون بماند!
البته امسال تازگی های دیگه هم داشت که فرصت نیست بگم.فقط تعداد کلاس ها و نفرات دوما رو بگم و برم
2تا دوم ریاضی و 1دونه تجربی که کلاس ما 21 نفره
معلما:
ریاضی و امار: عسگراوغلی
هندسه: حسن پور
شیمی: مسکن
فیزیک: حیدری
عربی: افتاب
ادبیات و زبان فارسی: ارشاد
معارف: سلیمانی
بقیه معلما در فرصت بعدی به اطلاع خواهد رسید!
فعلا بای
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 20:1  توسط Eblis
|
آیا میدانید در بازیهای
المپیك ۲۰۰۸ پكن ۴۰
ركورد جهانی و ۱۲۰
ركورد المپیك شكسته شده مایكل
فلپس موفق ترین ركوردشكن بود
كه ۷ ركورد جدید جهانی و یك
ركورد جدید المپیك به نامش
ثبت شد.
آیا میدانید در بازیهای
المپیك پكن، ۶ ورزشكار
دوپینگی اعلام شدند؟
اما یك نكته در خور توجه دیگر
اینكه در این المپیك، ۴ اسب
هم متهم به دوپینگ شدند
و
به این ترتیب آنها را از حضور
در مسابقات سواری كاری المپیك
محروم كردند. این مسابقات در
هنگكنگ برگزار شد.
آیا میدانید یوسین بولت.
دونده جامائیكایی بزرگترین
پدیده المپیك پكن بود. او
موفق به كسب مدال ۳ مدال طلا
و خلق ۳ ركورد جدید جهانی
شد.این موفقیتها را در دوهای
۱۰۰، ۲۰۰ و ۴ در ۱۰۰ متر
امدادی كسب كرد.
یوسین بولت تا اواسط بهار
امسال دوندهای بزرگ نبود و
تنها توفیقش كسب مدال نقره دو
۲۰۰ متر مسابقهها جهانی
اوزاكا بود.
آیا میدانید استفانو بالدینی،
قهرمان دو ماراتن المپیك آتن،
در پكن به مكان دوازدهم سقوط
كرد؟ در ماراتن پكن یك دونده
كنیایی هم اول شد و هم ركورد
المپیك را حدود ۳ دقیقه
كاهش داد.
آیا میدانید دیوید بكهام
بازیكن مشهور انگلیسی در یك
برنامه ۸ دقیقه ای به مناسبت
تحویل گرفتن میزبانی المپیك
۲۰۱۲ لندن در مراسم اختتامیه
المپیك پكن شركت كرد. این
مراسم بیش از ۵/۳ میلیون دلار
برای كمیته میزبانی لندن
هزینه در برداشت.
آیا میدانید تقریبا تمامی
مكانهایی كه برای برگزاری
بازیهای المپیك ۲۰۰۴ آتن
ساخته شد ، در حال حاضر خالی
مانده و سالانه میلیونها
دلار صرف نگهداری آنها میشود
؟
یونان كشوری كوچك با جمعیت كم
است و عملا امكان استفاده
كردن از تاسیسات عظیم المپیك
در آنجا وجود ندارد.
آیا میدانید ژاك روگ رئیس
كمیته بینالمللی المپیك به
شهرهای دواطلب میزبانی المپیك
پیشنهاد كرده اماكن ویژه
المپیك را در فضاهای متعلق به
دانشگاهها احداث كنند
؟
هدف ژاك روگ از این پیشنهاد
این است كه پس از المپیك
اماكن ورزشی بلااستفاده
نمانند. چون در دانشگاهها
دانشجویان همواره از چنین
مكانهایی استفاده میكنند.
شهر پكن این كار را آغاز كرد.
سالن دانشكده كشاورزی پكن محل
برگزاری چند رویداد از جمله
كشتی المپیك بود.
آیا میدانید برای بازیهای
المپیك پكن ۳۱ مكان ورزشی
مورد استفاده قرار گرفت؟ جالب
است بدانید فقط ۱۲ عدد از این
مكانها، جدید بودند. ۸ مكان
موقت و ۶ مكان در داخل
دانشگاهها ساخته شدند
.
آیا میدانید مركز ورزشهای
آبی المپیك پكن معروف به مكعب
آبی، بزودی به یك پارك آبی -
تفریحی تبدیل خواهد شد؟
البته برخی از جاهای آن برای
برگزاری مسابقات اختصاص داده
میشود مكعب آبی كه از بیرون
به شكل یك مكعب عظیم است ، شبها
به رنگهای زیبا درمیآید كه
از دور شبیه یك چراغ عظیم
مكعب به نظر میآید. مكعب آبی/
یكی از زیباترین اماكن ورزشی
پكن است.
آیا میدانید دهكده المپیك
پكن تغییر كاربردی پیدا خواهد
كرد و یك شهرك مسكونی خواهد
شد؟ بیشتر آپارتمانهای این
دهكده پیش از المپیك به فروش
رفته بود.
آیا میدانید چینیها قصد
دارند پیشتر مكانهایی را كه
برای مسابقات المپیك ساخته یا
بازسازی كردند
،
در اختیار دانشآموزان
بگذارند تا آنها به تمرینات
ورزشی بپردازند؟ تنها مشكل
چینیها، ورزشگاه آشیانه
پرنده یا همان ورزشگاه اصلی
المپیك است.
آنها نمیدانند چگونه از آن
استفاده كنند كه هزینه سنگین
نگهداری این ورزشگاه تامین
شود.
منبع :گروه اینترنتی errror
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 23:29  توسط Eblis
|
پسرا
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارنi
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترا
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره!)
نظر یادتون نره!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 19:12  توسط Eblis
|
دخترها
بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...
يه عده اي هم هستند
كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو(90%دوست پسراشون)
دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن
در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
و اما پسر ها:
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...
يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند
و
به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت
مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي
فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند
استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي
خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه
حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون
همينجور
كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است
كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد)
بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد
سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار
مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را
ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند
اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:9  توسط Eblis
|
اگه پسرین این مطلبو نخونین.اگه هم خوندین به من ربطی نداره ولی توهین و غیره ممنوع! اگه هم دخترین با خیال راحت لم بدین و از مطلب لذت ببرین.نظر هم یادتون نره!
سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن ، هر رو از بر تشخیص میدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به دخترا نگاه کنن! ... از قیافه ء خودشون بدشون میاد..صورتشون پر مي شه جوش چركي!
سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا“
راه نمیرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت
تنیس هم گیتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: یه کمی مثلا آدم می شن! .
فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن..پشت لبشون سبز مي شه! (یادش به خیر ،
اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بینن ، تا پس فردا عاشقش می شن! ... آخ آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا دوست دختر رو در آن واحد داشته باشن! ...هيزمیشن ..، ابی گوش میدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش میدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن! (مثلا عاقل میشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال یه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز می شن! (دیدشون عوض میشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یه نفر دیگه هم دوسته! اصلا“ لیاقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!
سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار میدین غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش! سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم!
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:51  توسط Eblis
|
سلام.به خاطر این وقفه طولانی عذر می خوام.سرمون شلوغ بود دیگه!می خوام این جا رو با شکل و شمایل جدید و مطالب جدید دوباره زنده کنم.از دوستانی که پیونداشون از وبلاگ پاک شده عذر می خوام.خواهشمندم ادرس خودتونو تو قسمت نظرات وارد کنید تا سریعا اضافه کنم.شما هم اگه ما رو پاک کردین دوباره اضافه کنین.در آخر بازم از تمامی دوستان به خصوص سمپادی های عزیز عذر می خوام.
Eblis
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:43  توسط Eblis
|
اين هم چند تا از احمقانه ترين سوالاتي كه كاربران از مركز كامپيوتر انگليس پرسيدند.
لطفا نظر بديد و بگيد كه كدوم از همه با مزه تره
- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any key) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم؟
۲- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
۳- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد؟
۴- كاربر: اينترنت من كار نمي كند!
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟ كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
۵- كاربر: پسر ۱۴ ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده.
۶- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
۷- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(Spy در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟
۸- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟
مركز مشاوره : چه نوع كامپيوتري داريد؟ مشتري : يك كامپيوتر سفيد…
مركز : روي آيكن My Computer در سمت چپ صفحه كليك كن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
مشتري : سلام…من نمي تونم پرينت كنم.
مركز : ميشه لطفاً روي Start كليك كنيد و…
مشتري : گوش كن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
مشتري : من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي كنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا كنم» من حتي پرينتر رو بلند كردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما كامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش كنه…
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشكل دارم…
مركز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
مركز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy كه دوستم از سوپرماركت برام خريده.
مركز : و الآن F۸ رو بزنين.
مشتري : كار نمي كنه.
مركز : دقيقاً چه كار كردين؟
مشتري : من كليد F رو ۸ بار فشار دادم همونطور كه بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته…
مركز : رمز عبور شما حرف كوچك a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتري : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟
يك مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه…
مركز : شما مطمئنيد رمز درست رو به كار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همكارم اين كار رو كرد.
مركز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
مركز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي كنيد؟
مشتري : Netscape
مركز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد… Internet Explorer
مشتري : من يك مشكل بزرگ دارم. يكي از دوستام يك Screensaver روي كامپيوترم گذاشته، ولي هربار كه ماوس رو حركت ميدم، غيب ميشه!
مشتري : من بيش از ۴ ساعت براي شما صبر كردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميكشه قبل از اينكه بتونين كمكم كنيد؟
مركز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشكلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word كار مي كردم و دكمه Help رو كليك كردم
بيش از ۴ ساعت قبل. ميشه بگيد كي بالاخره كمكم مي كنيد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مركز : خوب، و چه مشكلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
Eblis
+ نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:29  توسط Eblis
|
+ نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:23  توسط Eblis
|
سلام
ببخشيد چند روزي نبوديم
.به دليل مشكلي كه قالب داره هر مطلبي رو به نام دوست خوبم HELLBOY ثبت مي كنه.
پس تصميم گرفتيم كه من هميشه اخر مطلبم اسممو بنويسم پس يه دفه نگيد Eblis آپ نمي كنه!
فصل امتحانا هم رسيده و ما خودمون يك شنبه فيزيك داريم.سعي مي كنم تو اين ايام هر طور هم كه شده آپ كنم(زود به زود) و شما رو از حواشي و اخبار امتحانا با خبر كنم.
قربون شما
Eblis
+ نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:22  توسط Eblis
|
سلام
ببخشيد نبوديم اومدم بگم كه به دليل اشكالاتي كه تو قالب وبلاگ پيش اومد قالب وبلاگ رو عوض كرديم.
چه طوره؟
اونايي كه به ما لينك دادن لطف كنن و آدرس وبلاگشون و نامي كه ميخوان با اون لينك بشن تو قسمت نظرات همين پست بنويسن.
خوب ببخشيدا نمي تونيم زودبه زود آپ كنيم.
فعلا"
bye
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:57  توسط Eblis
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:49  توسط Eblis
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 9:26  توسط Eblis
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 9:5  توسط HELLBOY
|
سلام


ببخشید چند روزی نبودیم
می خوام اسم معلمامونو بگم:
شمعی،ابهری،رجبی،عسگر اوغلی،محمدزاده(ممل یه تا)،ارشاد،قادری،آذر،درویشی،پاشاپور،بخشایشی
هر کی هر راهنمایی یا پیشنهادی داره بیاد بگه تا استفاده کنم
فعلا عجله دارم باید برم
ببخشید بهتون سر نمی زنم
خدافظ
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 17:34  توسط HELLBOY
|
سلام


حتما همه ي بچه هاي اروميه اي خبر دارن كه تو پارك ساحلي وسايل ورزشي گذاشتن
مام با چند تا از بچه ها(من و احسان و مهديو هادی و روزبه و ...)مي ريم اونجا تا ورزش كنيم
حالا چند تا اتفاق افتاده:
۱.اسم زندوني تو وبلاگ پشت میله های سمپاد لو رفت
توسط یه کی که اونجا بود با گفتن جمله ی:(به زندونی می گفتیم...... حالا هی بهش می گیم.....)
۲.امروز که رفتیم، چند تا از اراذل و اوباش داشتن خودی نشون می دادن و روی سایر پسرا رو کم می کردن.
در نتیجه ماها با یک سری اقدامات شهادت طلبانه برای ضایع کردن اونها دست به کار شدیم
اینم چند تایی عکس از این عملیات که موجب شد بساطشونو جمع کنن و برن


+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 9:50  توسط HELLBOY
|
سلام به همگي


ببخشيد چند روزي بود آپ نكرده بودم
آخه رفته بوديم ايران گردي
امروز مي خوام چند تا مطلب بگم:
۱.اينكه dude گفت که خودمونو معرفی کنیم به نظر من کار بی معنی ای هستش چون به درد هیچکی نمی خوره
۲.اينكه ثبت نامو انجام داديمو تموم شد
۳.اينكه dude گفته راجع به هر چي كه مي خواين تحقيق كنه يا اينكه براتون آموزش بزاره درسته و شما مي تونين اين كا رو انجام بدين
۴.جلسه:
امروز از طرف مدرسه يه جلسه داشتيم كه ساعت ۱۰ بود
حالا مي خوام از تابلو بودنشون بگم كه جلسه رو تو دعوت نامه ساعت ۱۰ نوشته بودن ولي من كه ساعت ۹:۴۵ اونجا بودم ديدم جلسه داره تموم ميشه
وقتي از دوستان علاف پرسيدم گفتن كه جلسه ساعت ۹ شروع شده
بعد از يكم كه صحبتاي آقايون تموم شد جناب اتابك صادقي كه سال دوم دانشگاه امير كبير رشته ي هوا و فضا بود برامون صحبت كرد و راجع به رشتشون گفت
چند تا هم بروشور داد.بعد يه سري فرم به همون داد تا عضو گروه هوا و فضايه امير كبيرشيم و گف كه ما دومين مدرسه تو ايرانهستيم كه عضو ميشيم اولين مدرسه هم علامه حلي تهران بوده
۵.موضوع تخته الكترونكي و... دوم دبيرستانيا كه فقط توي شهيد بهشتيه
خوب بايد بگم كه عاملش آقاي فاخري معلم فيزيك راهنمايي بود كه تازه وقتي ما ميرفتيم سوم راهنمايي اومده بود راهنمايي
كه امسالم اومده تا معلم فيزيك دبيرستان بشه
(يه تسليت حسابي به بكس پسر اينجا:قرار نمرات هر ماه از طريق sms به موبايل اوليا ارسال بشه
و انظباتا از طريق ايميل به ايميل اوليا كه اگه هم نداشته باشن قرار براشون درس كنن
و بهشون كامپيوتر ياد بدن)اين در صورتيه كه ايشون رو ترور نكنيم
يه خبر خوشم كه بوفه شده كافي نت و قرار كه زنگاي تفريح بجاي كارهاي بدبد بريم اونجا و بريم اينترنت.
شايدم يه دستگاه هايي بزارن كه اثر انگشت مي گيره و ثبت مي كنه كه دانش آموز وارد مدرسه يا خارج شده
(بعد بگين كه پشت ميله هاي سمپاد الكي مي گه كه اونجا زندونه
)
اينم عكسش البته نترسين

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 14:26  توسط HELLBOY
|
با سلام خدمت دوستان عزیز از اینک یه مدت نبودیم معذرت می خوایم راستی قرار بود اگه هر دومون قبول شدیم خودمون رو معرفی کنیم که از هل جون می خوام این کارو بکنه اما میخواستم برای اینکه یه حالی بهتون داده باشم آموزش هک بزارم ولی بلاگفا ضد حال زد اما حالا هر چی بخواین از زیر سنگم شده پیدا می کنم و میام آموزش می دم به خصوص اگر درباره ی کامپیوتر(نرم افزار.ترفند.شبکه و امنیت) باشه لطفا موضوعات دلخواه خود را در بخش نظرات بنویسید.در ضمن از سمپادی های وبلاگ دار می خوام درباره ی دامین ها و سرویس های رایگان در شبکه با ما همکاری نمایند . (جهت اعلام همکاری به بخش نظرات مراجعه کنید)
+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:32  توسط HELLBOY
|
سلام


ببخشید چند روزی نبودیم
ولی الان اومدیم
می خواستم بگم نتایج تیزهوشانو دادن
من قبول شدم
یعنی غیر از یه سوم۱ای همه قبول شدن

اینم نتایج
پذيرفته شدگان مرحله دوم دبيرستان به ترتيب شماره شناسايي |
| رديف |
شماره شناسايي |
نام خانوادگي |
نام |
نام پدر |
شهر ثبت نام |
| ١ |
٣١١٩٧٨ |
ابراهيمي جهت لو |
فراز |
رضا |
اروميه |
| ٢ |
٣١١٩٨١ |
احمدپور |
سينا |
محمدعلي |
اروميه |
| ٣ |
٣١١٩٩٠ |
ازموده افشار |
مرتضي |
لطيف |
اروميه |
| ٤ |
٣١١٩٩١ |
استوان |
عرفان |
رحمت اله |
اروميه |
| ٥ |
٣١٢٠٠١ |
افشاني |
صادق |
ناصر |
اروميه |
| ٦ |
٣١٢٠٠٣ |
اقا زاده قديم |
بهراد |
قاسم |
اروميه |
| ٧ |
٣١٢٠١٠ |
اماني امام زاده |
پويا |
حسين |
اروميه |
| ٨ |
٣١٢٠١٩ |
باقر مهربان |
احسان |
محمدرضا |
اروميه |
| ٩ |
٣١٢٠٢٧ |
بهنام |
علي |
عادل |
اروميه |
| ١٠ |
٣١٢٠٢٨ |
بهنام |
پويا |
خسرو |
اروميه |
| ١١ |
٣١٢٠٣٤ |
پاكدل |
ارمان |
حمزه |
اروميه |
| ١٢ |
٣١٢٠٤٨ |
ثريا بند |
مصطفي |
پرويز |
اروميه |
| ١٣ |
٣١٢٠٥٦ |
جهانديده |
رمان |
سعيد |
اروميه |
| ١٤ |
٣١٢٠٥٧ |
جوانشير |
امين |
سيفعلي |
اروميه |
| ١٥ |
٣١٢٠٥٩ |
چاوش زاده |
سهند |
عبدالرضا |
اروميه |
| ١٦ |
٣١٢٠٦٠ |
چراغي |
محمد |
محمدتقي |
اروميه |
| ١٧ |
٣١٢٠٦١ |
حاتم زاده |
مهران |
محمدعلي |
اروميه |
| ١٨ |
٣١٢٠٧٦ |
حق طلب |
ارش |
جواد |
اروميه |
| ١٩ |
٣١٢٠٧٧ |
حكيم زاده رضائيه |
ارشام |
فرخ |
اروميه |
| ٢٠ |
٣١٢٠٨٥ |
خشكباري رضائيه |
رضا |
فرهاد |
اروميه |
| ٢١ |
٣١٢٠٩١ |
خيبري |
سالار |
سيروس |
اروميه |
| ٢٢ |
٣١٢٠٩٦ |
درخشاني |
حامد |
حيدر |
اروميه |
| ٢٣ |
٣١٢٠٩٨ |
دريلي قرجالار |
پويا |
عبدالكريم |
اروميه |
| ٢٤ |
٣١٢١٠٦ |
رخشان خواه |
ميلاد |
محمدرضا |
اروميه |
| ٢٥ |
٣١٢١٠٧ |
رخشان خواه |
نيما |
علي |
اروميه |
| ٢٦ |
٣١٢١٠٨ |
رزاقي اصل |
سهند |
عظيم |
اروميه |
| ٢٧ |
٣١٢١١٥ |
رضايي پور |
ياشار |
هوشنگ |
اروميه |
| ٢٨ |
٣١٢١١٧ |
رفيعي لك |
امير |
قاسم |
اروميه |
| ٢٩ |
٣١٢١٢٤ |
زرشاد |
ازاد |
كوروش |
اروميه |
| ٣٠ |
٣١٢١٣٣ |
سمندي |
فريد |
عبدالحميد |
اروميه |
| ٣١ |
٣١٢١٣٩ |
شاه حسيني |
رضا |
حسين |
اروميه |
| ٣٢ |
٣١٢١٤١ |
شفق |
ميلاد |
محمدرضا |
اروميه |
| ٣٣ |
٣١٢١٤٨ |
صالحي حسيني |
اشكان |
مرتضي |
اروميه |
| ٣٤ |
٣١٢١٤٩ |
صحت |
هادي |
قاسم |
اروميه |
| ٣٥ |
٣١٢١٥٠ |
صوفي زاده بالانجي |
همايون |
جليل |
اروميه |
| ٣٦ |
٣١٢١٥٤ |
عالي زاده |
مجيد |
يعقوب |
اروميه |
| ٣٧ |
٣١٢١٥٦ |
عباسي |
محمد |
حسن |
اروميه |
| ٣٨ |
٣١٢١٦٣ |
عظيمي |
امين |
امامعلي |
اروميه |
| ٣٩ |
٣١٢١٧٠ |
علي ميرزايي نظام اباد |
سعيد |
اسمعيل |
اروميه |
| ٤٠ |
٣١٢١٧٢ |
عليزادگان |
اصلان |
مختار |
اروميه |
| ٤١ |
٣١٢١٧٦ |
غلاميان كاركن |
مصطفي |
محمدرضا |
اروميه |
| ٤٢ |
٣١٢١٧٩ |
فتحه |
مهرداد |
كمال الدين |
اروميه |
| ٤٣ |
٣١٢١٨٠ |
فتوره بنابي |
سردار |
ناصر |
اروميه |
| ٤٤ |
٣١٢١٨٥ |
فرومندي |
احسان |
عباس |
اروميه |
| ٤٥ |
٣١٢١٩٤ |
قامت زاده |
حميدرضا |
احمدرضا |
اروميه |
| ٤٦ |
٣١٢٢٠٥ |
كرامت |
فريد |
بيرامعلي |
اروميه |
| ٤٧ |
٣١٢٢٠٧ |
كمالي |
نيما |
فرشيد |
اروميه |
| ٤٨ |
٣١٢٢٢٠ |
مجيدزاده |
ساجد |
فرامرز |
اروميه |
| ٤٩ |
٣١٢٢٢٢ |
محسن ريكاني |
صابر |
جعفرصادق |
اروميه |
| ٥٠ |
٣١٢٢٢٣ |
محسني داش اغولي |
پرهام |
سيروس |
اروميه |
| ٥١ |
٣١٢٢٢٦ |
محمدزاده |
ارمان |
يوسف |
اروميه |
| ٥٢ |
٣١٢٢٣١ |
محموديان |
علي |
رضا |
اروميه |
| ٥٣ |
٣١٢٢٣٩ |
مطلم |
سينا |
علي |
اروميه |
| ٥٤ |
٣١٢٢٤٠ |
مطهر نيا |
مصطفي |
جمال |
اروميه |
| ٥٥ |
٣١٢٢٤٢ |
معمارزاده |
ارمين |
امير |
اروميه |
| ٥٦ |
٣١٢٢٤٤ |
معيني عيسي كان |
علي |
ابراهيم |
اروميه |
| ٥٧ |
٣١٢٢٥٧ |
ميداني |
مير رسا |
ميرجلال |
اروميه |
| ٥٨ |
٣١٢٢٦٠ |
ميرزامحمد |
احسان |
علي |
اروميه |
| ٥٩ |
٣١٢٢٦١ |
ناظر |
حامد |
فضل الله |
اروميه |
| ٦٠ |
٣١٢٢٦٢ |
نجفي |
ارمين |
رحمت |
اروميه |
| ٦١ |
٣١٢٢٦٨ |
نور محمدي ارنساٴ |
محمد |
يوسف |
اروميه |
| ٦٢ |
٣١٢٢٧٠ |
نوري قراجلو |
عرفان |
رضا |
اروميه |
| ٦٣ |
٣١٢٢٧١ |
هاشمي نژاد |
سيدروزبه |
سيدمحسن |
اروميه |
| ٦٤ |
٣١٢٢٧٤ |
هوشمند |
مهدي |
محمود |
اروميه |
| ٦٥ |
٣١٢٢٧٧ |
وديعي |
فرهاد |
سعيد |
اروميه | |
نتایج رو از سایت www.nodet.net گرفتم
خیلی خوشحالم راستی از کسایی که ما رو با اسم راهنمایی لینک کردن می خوام اسم ما رو تو لینکاشون عوض کنن
من برم حال کنم فعلا

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 17:10  توسط HELLBOY
|
سلام بچه ها قبل از هر چیزی دلم می خواهد دامین های جدیدمون رو تو لینک باکس ببینید اما در رابطه با وبلاگ قبلی به خاطر یک آموزش هک کوچولو در شو تخته کردن حالا که اینجور شد منم یه ویلاگ زدم فقط آموزش هک و عبور از فیلتر که با همین نام لینکش کردم در ضمن از امروز به بعد هر چی وبلاگ گیرم بیاد هک می کنم البته به جز اونهایی که تو لینک باکس مون هستن .در ضمن تو رو خدا نظر بدین از نظرات هرکی خوشم بیاد در محفل هکران گروه دقایقی تا نیمه شب به روش بازه. البته در این وبلاگ جدید که میزارم تو لینک ها آموزش کامپیوتر هم داریم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 10:31  توسط HELLBOY
|
سلام


امروز مي خوام عكس يه مبايلو بزارم كه باهاش كارم كردم (مال مملي بود
)اما راجع به قيمت و دوربين و از اين چيزاش چيزي نمي دونم اگه كسي مي دونه لطف كنه و تو نظرات بهم بگه
سونی اریکسون پی۹۹۰آی



امیدوارم کسی چیزی بدونه
حتما بگین
فعلا


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 17:23  توسط HELLBOY
|
سلام


امروز می خوام نتایج نظرسنجی رو واستون بزارم
خوب نظر سنجی این بود که کدوم شهر از همه بهتره
اینم بگم چون این یه نیمچه آپچه بود به هیچکس نگفتم
« كدوميكي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ » |
|
به نظر شما كدوم يكي از شهرا باحالتره؟؟؟ |
1- اروميه
2- رشت
3- نيشابور
4- اهواز
5- تهران
6- كرمان
7- يزد
|
|
عنوان نظرسنجی: كدوميكي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تاريخ شروع نظرسنجی: 1386/2/12 مجموع نظرات: 1384 به این ترتیب اهواز با ۴۱۷ رای اول شد
فعلا خدافظ |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 17:45  توسط HELLBOY
|
سلام


امروز می خوام چند تا عکس بزارم
اگه یادتون باشه یه مطلب نوشته بودم راجع به این که معلم زیستمونو از کلاس شوت کردیم و بعد گریه کرد و ....
بعضیا باور نکردن واسه همین امروز می خوام عکسایی رو که چند تا از بکس هنگام پاچه خواری
بعدش گرفتن بزارم
این عکس بسیار مخفیانه از ماشين مدل بالاش گرفته شد

اين يكي وقتي گرفته شد كه بكس رو ديد:

اين يكيم وقتي فهميد دارن ازش عكاسي مي كنن به درخواست خودش گرفته شد:

راستي امتحانم داديم
بد نبود فقط يه سوال مزخرف داشت كه هركي جواب بده جايزه داره
چند تا درخت تو شمال هست؟؟؟
فعلا
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 12:26  توسط HELLBOY
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 13:11  توسط HELLBOY
|